انتخاب جنین بر اساس ژنتیک: رویای والدین یا کابوس گاتاکا؟

مرور سریع خبر

  • شرکت‌های فناوری مانند Genomic Prediction، تست انتخاب جنین بر اساس هزاران نشانگر ژنتیکی (پلی‌ژنیک) را به والدین آینده ارائه می‌دهند.
  • این فناوری وعده پیش‌بینی طیف وسیعی از صفات، از هوش و بیماری‌های قلبی تا افسردگی را می‌دهد.
  • دقت پیش‌بینی این آزمون‌ها، به ویژه برای جمعیت‌های غیراروپایی، بسیار متغیر و اغلب ناکافی است.
  • نبود مقررات جامع در کشورهایی مانند آمریکا، بازار آزادی برای تبلیغات گمراه‌کننده این خدمات ایجاد کرده است.
  • کاربرد این فناوری می‌تواند به ایجاد شکاف بیولوژیکی بین ثروتمندان و فقرا و تبعیض علیه افراد "غیرانتخاب‌شده" بینجامد.
  • کشورهایی مانند بریتانیا، آلمان و فرانسه استفاده از انتخاب جنین پلی‌ژنیک را ممنوع کرده‌اند.

از فیلم گاتاکا تا واقعیت: تولد یک فناوری بحث‌برانگیز

صحبت‌های استیو شو، استاد فیزیک دانشگاه ایالتی میشیگان و از بنیان‌گذاران شرکت Genomic Prediction، بیش از آنکه یادآور یک کنفرانس علمی باشد، دیالوگی از یک فیلم علمی‌تخیلی را به ذهن متبادر می‌کند. او صراحتاً می‌گوید اگر ابزاری تشخیصی به شما بدهم که شانس قبولی فرزندتان در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) را سه برابر کند، مردم قطعاً به آن علاقه نشان خواهند داد. این دقیقاً همان منطقی است که در فیلم کلاسیک «گاتاکا» (۱۹۹۷) به تصویر کشیده شد؛ جهانی دیستوپیایی که در آن کودکان در آزمایشگاه‌ها طراحی می‌شدند و جامعه به دو دسته «دارای‌های ژنتیکی» و «ندارها» تقسیم شده بود.

امروز، آنچه روزی داستان‌پردازی سینمایی محسوب می‌شد، به سرعت در حال تبدیل شدن به واقعیتی علمی است. شرکت‌هایی مانند Genomic Prediction، Orchid، Herasight و Nucleus فناوری جدیدی به نام «انتخاب جنین پلی‌ژنیک» را به والدین آینده ارائه می‌دهند. این فناوری با غربالگری جنین‌های ایجادشده در فرآیند IVF (لقاح مصنوعی) و بر اساس تجزیه و تحلیل هزاران نشانگر ژنتیکی کوچک، سعی در پیش‌بینی احتمال بروز صفات گسترده‌ای در نوزاد آینده دارد. این صفات می‌توانند از بیماری‌های قلبی و دیابت گرفته تا قد، هوش و حتی ویژگی‌های روانی مانند افسردگی را شامل شوند.

این رویکرد با غربالگری ژنتیکی مرسوم که برای تشخیص ناهنجاری‌های کروموزومی یا بیماری‌های تک‌ژنی خاص مانند فیبروز سیستیک استفاده می‌شود، تفاوت بنیادین دارد. انتخاب جنین پلی‌ژنیک مرزهای مداخله در فرآیند تولیدمثل را به شدت جابه‌جا کرده و پرسش‌های اخلاقی عمیقی را درباره ماهیت والدگری و عدالت اجتماعی برمی‌انگیزد.

نمره پلی‌ژنیک: ابزار پژوهشی یا کالایی برای فروش؟

پایه علمی این تست‌ها بر مفهومی به نام «نمره پلی‌ژنیک» استوار است. این نمره در واقع خلاصه‌ای از تأثیرات هزاران واریان ژنتیکی کوچک بر روی یک صفت خاص است. پژوهشگران از این نمرات به عنوان ابزاری ارزشمند برای درک بهتر نقش ژنتیک در بیماری‌های پیچیده استفاده می‌کنند. با این حال، دقت پیش‌بینی این نمرات از صفتی به صفت دیگر به شدت متغیر است و در بهترین حالت، تنها بخشی از ماجرا را روایت می‌کند.

مشکل بزرگ‌تر اینجاست که بسیاری از تأثیرات به ظاهر ژنتیکی که در این نمرات خلاصه شده‌اند، ممکن است اصلاً منشأ بیولوژیک خالص نداشته باشند. این نمرات اغلب بازتابی از این واقعیت هستند که افراد با پیشینه ژنتیکی مشابه، تمایل دارند در مناطق جغرافیایی، شرایط اجتماعی و اقتصادی مشابهی نیز زندگی کنند. بنابراین، جدا کردن سهم ژنتیک از تأثیر محیط کاری بسیار دشوار است. یک محدودیت جدی دیگر، سوگیری نژادی موجود در داده‌های پژوهشی است. پایگاه‌های داده ژنومی عمدتاً از افراد با تبار اروپایی تشکیل شده‌اند، در نتیجه دقت نمرات پلی‌ژنیک برای جمعیت‌های دیگر، مانند آسیایی‌ها یا آفریقایی‌تبارها، به مراتب کمتر و گاهی غیرقابل اعتماد است.

با وجود این محدودیت‌های علمی شناخته شده، شرکت‌های فعال در این حوزه خدمات خود را به عنوان «راه مسئولانه‌تر ساختن بچه» به بازار عرضه می‌کنند. فقدان مقررات سختگیرانه در کشورهایی مانند آمریکا به آن‌ها این اجازه را داده است که با تبلیغات گمراه‌کننده، امیدها و آرزوهای والدین آینده را هدف قرار دهند. در عمل، هیچ نهاد نظارتی وجود ندارد که دقت ادعاهای این شرکت‌ها را بسنجد یا آن‌ها را مجبور به شفافیت درباره مطالعات علمی پشتیبان خدماتشان کند.

پیامدهای اجتماعی: بازتولید نابرابری در سطح DNA

کاربرد گسترده این فناوری، حتی با دقت کنونی، می‌تواند پیامدهای اجتماعی عمیق و نگران‌کننده‌ای به همراه داشته باشد. اولین خطر، تقویت این باور در جامعه است که کودکانی که با این روش «انتخاب» شده‌اند، به طور ذاتی «بهتر» از کودکانی هستند که به روش طبیعی متولد شده‌اند. این همان سناریوی گاتاکاست. والدین ممکن است انتظارات غیرواقع‌بینانه و فشار مضاعفی بر کودکان «انتخاب‌شده» وارد کنند.

از سوی دیگر، افرادی که بدون این فناوری متولد می‌شوند، ممکن است با انگ «پست‌تر بودن ژنتیکی»، تبعیض و فرصت‌های محدودتر مواجه شوند. حتی ممکن است بازار ازدواج نیز تحت تأثیر قرار گیرد و افراد «انتخاب‌شده» تمایل به همسرگزینی با افراد مشابه خود پیدا کنند. تاریخچه طولانی و تاریک استفاده از علم ژنتیک برای توجیه نژادپرستی و خشونت، هشدار جدی در برابر عواقب چنین نگرش‌هایی است.

مسئله دیگر، مسئله دسترسی و عدالت است. فرآیند انتخاب جنین پلی‌ژنیک مستلزم انجام IVF است. هر سیکل IVF ده‌ها هزار دلار هزینه دارد و بیمه Medicaid آن را پوشش نمی‌دهد. تست ژنتیک هر جنین نیز هزاران دلار دیگر به این هزینه اضافه می‌کند. در نتیجه، در حال حاضر تنها ثروتمندان می‌توانند از این فناوری استفاده کنند. با افزایش احتمالی دقت این فناوری در آینده، نابرابری اجتماعی موجود بین ثروتمندان و فقرا می‌تواند به نابرابری بیولوژیکی تبدیل شود. شکافی که در سطح DNA جامعه رمزگذاری می‌شود.

تقاضای بازار و موضع کشورهای مختلف

با وجود تمام هشدارها، تقاضا برای این فناوری در حال رشد است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند بسیاری از والدین آینده به استفاده از آن علاقه نشان می‌دهند. برخی والدینی که خود از بیماری‌های سخت رنج می‌برند، مانند بیماری کرون یا اسکیزوفرنی، این فناوری را راهی برای کاهش رنج فرزندشان می‌بینند. این تمایل قابل درک است، اما خط بین انتخاب برای جلوگیری از یک بیماری جدی و انتخاب برای صفاتی مانند هوش، استعداد ورزشی یا حتی رنگ پوست، بسیار باریک است.

جالب توجه اینکه حداقل دو شرکت، Nucleus و Herasight، هم‌اکنون تست جنین برای صفت هوش را ارائه می‌دهند. این صنعت مورد استقبال سرمایه‌گذاران ثروتمند حوزه فناوری نیز قرار گرفته است. الکسیس اوهانیان، همبنیان‌گذار ردیت و همسر ستاره تنیس، سرنا ویلیامز، و برایان آرمسترانگ، همبنیان‌گذار کوین‌بیس، میلیون‌ها دلار در این صنعت سرمایه‌گذاری کرده‌اند. گزارش‌هایی نیز از استفاده شخصی افراد مشهوری مانند سام آلتمن از OpenAI و ایلان ماسک از تسلا از این فناوری حکایت دارد.

در مقابل این بازار آزاد، بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته موضعی محتاطانه‌تر و سختگیرانه‌تر اتخاذ کرده‌اند. بریتانیا، آلمان و فرانسه استفاده از انتخاب جنین پلی‌ژنیک را به طور کلی ممنوع اعلام کرده‌اند. این کشورها به خوبی دریافته‌اند که سپردن چنین فناوری سرنوشت‌سازی به دست نیروهای بازار، می‌تواند دقیقاً همان کابوس دیستوپیایی را که گاتاکا به تصویر کشید، محقق کند.

ضرورت مقررات‌گذاری: پاسخ به پرسش‌های بی‌پاسخ

نبود چارچوب نظارتی قوی باعث شده است پرسش‌های اخلاقی و اجتماعی کلیدی بی‌پاسخ بمانند. والدین مجاز به انتخاب چه نوع صفاتی هستند؟ آیا می‌توان انتظارات غیرمنطقی را بر دوش کودکانی گذاشت که با این فناوری به دنیا آمده‌اند؟ آیا ما ناخواسته در حال ایجاد یک مسابقه تسلیحاتی ژنتیکی هستیم که نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی موجود را در ژن‌های ما حک می‌کند؟

مقررات‌گذاری به معنای توقف پیشرفت علمی نیست. برعکس، وجود چارچوب‌های اخلاقی و قانونی شفاف و سختگیرانه برای هدایت این پیشرفت در مسیری است که به نفع کل جامعه باشد، نه اینکه آن را دوقطبی و تقسیم کند. این مقررات باید استانداردهای حداقلی برای دقت علمی، شفافیت در تبلیغات، تضمین دسترسی عادلانه و محافظت از حقوق کودکانی که با این فناوری متولد می‌شوند، تعیین کنند. آینده ژنتیک بشر نباید در آزمایشگاه‌های شرکت‌های خصوصی و بر اساس منطق بازار تعیین شود. این آینده متعلق به همه است و تصمیم‌گیری درباره آن نیازمند گفت‌وگوی عمومی، تفکر اخلاقی عمیق و حکمرانی خردمندانه است.

What We Inherit: How New Technologies and Old Myths Are Shaping Our Genomic Future

منبع: W3

اخبار علم و فناوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ads