اقتصاد ایران چرا باید تافته جدا بافته باشد؟

مروری کوتاه بر خبر

  • اقتصاد ایران با شاخص‌های منفی مانند رشد اقتصادی منفی ده‌ساله، تورم ۶۰ درصدی و کاهش شدید اشتغال‌زایی مواجه است.
  • نگاه ایدئولوژیک حاکم بر برخی رسانه‌ها و ساختارها، واقعیت‌های اقتصادی را نادیده می‌گیرد و بر «الگوی ایران» در مقابل نظام جهانی تأکید دارد.
  • گزارش‌های رسانه‌های رسمی تصویری یک‌سویه و اغلب تأییدی از افکار عمومی ارائه می‌دهند، درحالی که آمارها نشان از نارضایتی گسترده دارد.
  • اقتصاد کشور برای بقا نیازمند ارتباط با جهان و هم‌نوایی با نظم اقتصادی بین‌المللی است، مشابه کشورهای همسایه مانند ترکیه و عربستان.

مروری بر وضعیت اقتصادی

اقتصاد ایران سخت‌تر از هر زمان دیگری نفس می‌کشد. همه شاخص‌های اقتصادی منفی و نزولی است. از نرخ سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی منفی در طی یک دهه و تورم ۶۰درصدی که در تاریخ معاصر کشورمان بی‌سابقه بوده است تا توان اشتغال‌زایی که به ۲۰۰ هزار نفر طی شش سال اخیر سقوط کرده است (سالی ۳۳ هزار نفر) و ۱۲ میلیون جوانی که نه شاغل‌اند و نه در حال تحصیل (۱۴ درصد جمعیت کشور) را روی دست کشور گذاشته است. جامعه‌ای فقیرشده که درآمد خالص سرانه هر عضو آن، ۲۰ درصد کمتر از ابتدای یک دهه قبل (سال ۱۳۹۰) شده و بیش از ۳۲ میلیون نفر از آنان زیر خط فقر به سر می‌برند. تشدید تحریم‌های آمریکا با قراردادن چند فرد و ۱۵ نهاد ایرانی در فهرست تحریم‌شدگان و از آن مهم‌تر وضع تعرفه ۲۵درصدی بر روی کشورهایی که با ایران دادوستد می‌کنند، به افزایش هزینه مبادلاتی و گسترش تجارت غیررسمی و فساد دامن زده است.

نگاه ایدئولوژیک در مقابل واقعیت‌ها

این‌همه اما ظاهرا چندان اهمیتی در نگاه گروه‌هایی در درون ساختار مدیریت کشور ندارد و همچنان کشور را در اوج پیروزی ارزیابی می‌کنند. در مقابل، نگاهی ایدئولوژیک وجود دارد که با واقعیت بیرونی کاری ندارد و روایتی می‌سازد که واقعیت را فقط در روایت خودش می‌بیند. این نگاه ریشه در اقتصاد سیاسی مسلط بر کشورمان در طی دهه‌ها یعنی «حامی‌پروری» دارد که اساس آن بر توزیع رانت‌های اقتصادی، انتصابات شغلی و مصونیت‌های ویژه استوار است. نتایج این رویکرد، تضعیف نهادهای رسمی، انسداد گردش نخبگان، افزایش بی‌اعتمادی عمومی، گسترش فساد و کاهش بهره‌وری اقتصاد بوده است.

تصویر معیوب از افکار عمومی در رسانه‌ها

روز و شبی نیست که در رسانه‌های رسمی و به‌ویژه صداوسیما، گزارش‌های خیابانی یا مراسم‌های مختلف دولتی را شاهد نباشیم که در آن‌ها یکسره سیاست‌های داخلی و خارجی تأیید می‌شود. این در حالی است که آمار نارضایتی جامعه، اعتراضات خیابانی و آمارهای اقتصادی رسمی از فقر و تورم و بیکاری، تصویری متفاوت ارائه می‌دهند. حتی با استناد به آمار انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری که نیمی از جمعیت در آن شرکت نکردند، این پرسش مطرح می‌شود که رد و اثر این مردم در رسانه‌های رسمی کجاست؟ رسانه‌هایی که گزارش‌های آن‌ها مبنای تصمیم‌سازی درباره مهم‌ترین چالش‌های سیاسی و اقتصادی قرار می‌گیرد.

ضرورت ارتباط با اقتصاد جهانی

اقتصاد کشورمان برای نفس‌کشیدن و زنده‌ماندن، نیازمند رابطه با جهان است. جهانی که جریان راست سنتی و محافظه‌کارانه، اکنون در آن غلبه دارد و نوعی تقسیم کار بین‌المللی در آن شکل گرفته است. در این جهان باید صبر و اعتدال را پیش گرفت، چراکه نه با گسست رادیکال و نه بازگشت نوستالژیک نمی‌توان بار خود را به مقصد رساند. بلکه باید با افزایش توان ملی، بازیگری تأثیرگذار بر روابط جهانی بود. همان کاری که کشورهای همسایه مانند ترکیه، عربستان، امارات، قطر و مصر کرده‌اند و می‌کنند. پرسش اصلی این است: چرا باید تافته جدا بافته باشیم و هزینه‌هایی بر این سرزمین بار کنیم که در توان آن نیست؟

منبع: fararu.com

اخبار سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ads