آیا حمله آمریکا به ایران به جنگ جهانی اقتصادی میانجامد؟ تحلیل دو سناریوی متضاد

مروری کوتاه بر خبر
- تحلیلگران دو سناریوی کاملاً متضاد برای احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران ارائه میدهند.
- جان مرشایمر از یک حمله محدود و “آبرومندانه” برای خروج ترامپ از بنبست سخن میگوید.
- دو تحلیلگر سابق سیا از جنگی فراگیر با حمله ایران به پایگاههای آمریکا، اسرائیل و بستن تنگه هرمز هشدار میدهند.
- هر دو تحلیل بر غیرممکن بودن “تغییر رژیم” در ایران و نقش لابی اسرائیل تأکید دارند.
- عواقب درگیری میتواند به یک بحران اقتصادی جهانی و درگیری قدرتهای بزرگ بینجامد.
تحلیلهای کارشناسان درباره احتمال حمله آمریکا به ایران به دو پیشبینی کاملاً متفاوت و متضاد تقسیم شده است. از یک سو، پروفسور جان مرشایمر از دانشگاه شیکاگو معتقد است هرگونه اقدام نظامی واشنگتن، محدود و با “خویشتنداری محاسبهشده” خواهد بود تا راهی برای خروج آبرومندانه از بحران باشد. در سوی مقابل، دو افسر سابق اطلاعاتی سیا، لری جانسون و ری مکگاورن، هشدار میدهند که چنین حملهای میتواند به جنگی فراگیر و فاجعهبار تبدیل شود.

تضاد در پیشبینیها: حمله محدود یا جنگ فراگیر؟
در مراکز تحلیل واشنگتن، دو دیدگاه آشتیناپذیر درباره عواقب حمله به ایران شکل گرفته است. پروفسور جان مرشایمر استدلال میکد که فرماندهان نظامی آمریکا به ترامپ اطلاع دادهاند امکان “تغییر رژیم” در ایران از طریق نظامی وجود ندارد. بنابراین، تنها گزینه باقیمانده برای رئیسجمهور آمریکا، انجام یک حمله محدود به عنوان راهی برای “اعلام پیروزی و سپس خروج از ماجرا” است. با این حال، او هشدار میدهد حتی این گزینه نیز خطر تلافی تمامعیار ایران را در پی دارد.
در نقطه مقابل، لری جانسون و ری مکگاورن، تحلیلگران سابق سیا، معتقدند اقدام نظامی آمریکا آتشی به پا خواهد کرد که کنترل آن ممکن نیست. آنها بر “راهبرد سه شاخه” ایران در صورت جنگ تأکید دارند: حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه، حمله به اسرائیل و بستن تنگه هرمز. جانسون اشاره میکد که ایران در حال روشن کردن نیات خود برای کشورهای وابسته به نفت است تا آنها آمریکا را تحت فشار قرار دهند.
نقش لابی اسرائیل و پیامدهای فاجعهبار
یک نقطه اشتراک کلیدی در هر دو تحلیل، نقش “لابی اسرائیل” در هدایت سیاست آمریکا علیه ایران عنوان شده است. مرشایمر استدلال میکند سیاست واشنگتن نه بر اساس نگرانیهای امنیتی مشروع، بلکه توسط این لابی هدایت میشود. مکگاورن نیز با اشاره به اولویتهای دولت اسرائیل، میگوید: «۹۸ درصد از دلیل اینکه ما میخواهیم با ایران وارد جنگ شویم، اولویتهای دولت اورشلیم است.»
مکگاورن پیامدهای احتمالی را بسیار تاریک ترسیم کرده و هشدار میدهد ترامپ ممکن است مرتکب اشتباه نادیده گرفتن “قانون پیامدهای ناخواسته” شود. به گفته وی، این امر میتواند ایران را تحریک کند تا دست به “نابود کردن” اسرائیل بزند. عواقب چنین جنگی تنها به خاورمیانه محدود نخواهد ماند و پتانسیل ایجاد یک بحران اقتصادی جهانی و درگیر کردن قدرتهایی مانند روسیه و چین را دارد.
معمای اطلاعاتی: عقلانیت یا شتاب به سوی جنگ؟
علت اصلی این تفاوت در پیشبینیها به نوع نگاه تحلیلگران بازمیگردد. نتیجهگیریهای مرشایمر بر اساس “نظریه بازیگر خردمند” است که معتقد است غیرممکن بودن اقدام نظامی و پیامدهای فاجعهبار آن، در نهایت رفتار طرفین را دیکته خواهد کرد. اما تحلیل جانسون و مکگاورن بر اساس “اطلاعات داخلی” است که نشان میدهد شتاب وضعیت، بر توانایی بازیگران برای تفکر عقلانی غلبه کرده است.
این پرسش مطرح است که آیا هفتههای آینده شاهد مانورهای دیپلماتیک پرتنش خواهد بود یا آغازگر بزرگترین درگیری خاورمیانه در دهههای اخیر. آنچه مسلم است، نتایج هر سناریو، چه یک حمله محدود و چه یک جنگ فراگیر، بسیار فراتر از مرزهای خلیج فارس احساس خواهد شد.
منبع: asriran.com
اخبار سیاسی