آمریکا در حال آمادهسازی میدان برای حمله به ایران است؟ تحلیلگر عرب پاسخ میدهد

مروری کوتاه بر خبر
- تحلیلگر عرب استدلال میکند آمریکا استراتژی «جنگ غیرمستقیم» و تضعیف متحدان ایران را دنبال میکند.
- هدف نهایی، منزویسازی ایران و برچیدن عمق استراتژیک آن پیش از هرگونه رویارویی مستقیم عنوان شده است.
- لبنان، سوریه، عراق و یمن بهعنوان صحنههای اصلی این استراتژی فرسایشی تحلیل شدهاند.
- این طرح نه برای پیروزی فوری، بلکه برای «آمادهسازی پیش از جنگ» توصیف شده است.
- ریسک اصلی، ایجاد یک سیستم بیثباتی دائمی منطقهای و بازگشت غیرقابل کنترل تنشها ذکر شده است.
مروری کوتاه بر تحلیل یک تحلیلگر عرب
ابراهیم ماجد، تحلیلگر عرب، در یادداشتی راهبردی مدعی شده است که ایالات متحده آمریکا بهجای ورود به یک جنگ آشکار با ایران، استراتژی «جنگ غیرمستقیم» را در پیش گرفته است. به باور وی، هدف این استراتژی، فرسایش متحدان منطقهای ایران در لبنان، سوریه، عراق و یمن برای برچیدن عمق استراتژیک تهران و منزویسازی آن پیش از هرگونه رویارویی احتمالی است.
منطق جنگ غیرمستقیم: تضعیف متحدان برای خفه کردن مرکز
این تحلیلگر نوشته است که بعید است آمریکا در کوتاهمدت حمله نظامی مستقیمی علیه ایران انجام دهد؛ نه به دلیل کمبود توانمندی، بلکه به دلیل فقدان شرایط استراتژیک. واشنگتن درک میکند که حمله مستقیم میتواند به یک جنگ منطقهای چندجبههای غیرقابل کنترل تبدیل شود. بنابراین، پاسخ آمریکا «اولویتبندی مراحل» است. قدرت ایران بر پایه «بازدارندگی شبکهای» متشکل از متحدانی مانند حزبالله، نیروهای مقاومت در عراق و انصارالله استوار است. استراتژی آمریکا ابتدا این سیستم محافظ را هدف میگیرد.
صحنههای چهارگانه اجرای استراتژی
سوریه: کریدور فشار و ضربه چندمنظوره
به گفته این تحلیل، با سوریه به عنوان یک ابزار استراتژیک دائمی برخورد میشود. کارکرد آن به عنوان سکوی فشار علیه متحدان ایران، کریدوری برای بیثباتسازی و مسیری جغرافیایی برای تسهیل دسترسی اسرائیل به ایران توصیف شده است. حفظ سوریه در وضعیت تکهتکه، یک محیط عملیاتی پیشرو برای واشنگتن ایجاد میکند.
لبنان: فرسایش بازدارندگی بدون جنگ
در این تحلیل آمده است که حزبالله فوریترین بازدارنده در برابر اسرائیل و حمله به ایران است. هدف در لبنان پیروزی کامل نیست، بلکه «فرسایش تدریجی» از طریق فشار نظامی مستمر اسرائیل زیر آستانه جنگ، خفقان اقتصادی لبنان و جنگ روانی است. هدف، قرار دادن حزبالله در وضعیت «اشباع استراتژیک» و کاهش توانایی آن به عنوان ستون بازدارندگی ایران عنوان شده است.
عراق: مرکز ثقل پازل
این تحلیلگر عراق را حساسترین قطعه این پازل میداند که ایران را به سوریه و لبنان متصل میکند. ادعا شده است که برای ایالات متحده، عراق باید ضعیف، تقسیمشده و وابسته باقی بماند. یک عراق مقتدر و همسو با ایران، کریدورهای زمینی را ایمن کرده و موقعیت نظامی آمریکا را تضعیف میکند. بنابراین، سیاست آمریکا بر مهار نیروهای مقاومت و حفظ وابستگی امنیتی عراق متمرکز است.
یمن: نقطه خفقان دریایی
این تحلیل اشاره میکند که یمن با کنترل بر بابالمندب، از یک درگیری پیرامونی به یک نقطه فشار جهانی تبدیل شده است. پاسخ استراتژیک واشنگتن و شرکایش، شکست قطعی انصارالله نیست، بلکه «تجزیه» یمن از طریق طرحهایی مانند ایجاد یک موجودیت در جنوب و به رسمیتشناسی «سومالیلند» برای محاصره جغرافیایی این جنبش و کنترل بابالمندب از دو طرف است.
هدف نهایی و هشدار درباره ریسکها
تحلیلگر نتیجه میگیرد که تنها با تضعیف و فرسوده شدن متحدان ایران، مرحله نهایی (حمله احتمالی) تصورپذیر میشود. در آن مقطع، ایران با کاهش ظرفیت تلافیجویانه و حمایت منطقهای تکهتکه شده روبرو خواهد بود. با این حال، این استراتژی ریسک «بازگشت سیستمیک» را به همراه دارد. تاریخ نشان میدهد جنگهای فرقهای محصور نمیمانند، نیروهای نیابتی خودمختار میشوند و اختلالات میتواند جهانی شود. آنچه در حال ساخت است ممکن است منجر به سیستمی از بیثباتی دائمی منطقهای شود که دیگر از کنترل معماران خود خارج است.
منبع: ecoiran.com
اخبار سیاسی