آتشسوزی بازارچه جنت؛ قصور آتشنشانی و کپسولهای خالی چه نقشی داشت؟

نکات کلیدی خبر
- آتشسوزی در ۱۴ بهمن بازارچه جنت تهران، سرمایه صدها کاسب را نابود کرد.
- غرفهداران از تأخیر ۴۰ دقیقهای آتشنشانی و تانکرهای بدون آب خبر میدهند.
- تمامی ۱۰ کپسول آتشنشانی داخل بازارچه به گفته شاهدان خالی و غیرقابل استفاده بود.
- بسیاری از آسیبدیدگان را زنان سرپرست خانوار با بدهیهای سنگین تشکیل میدهند.
- کاسبان نسبت به نقش مجتمع تجاری مجاور (نیایشمال) در زمینخواری ابراز شکایت کردهاند.
ویرانی یک بازارچه محلی
بوی خاکستر هنوز در هواست؛ خاکستری برآمده از آتشی که روز سهشنبه ۱۴ بهمنماه بر جان غرفههای «بازارچه جنت تهران» افتاد و سرمایه و امید صدها کاسب را در آستانه شب عید دود کرد و به هوا داد. کاسبان این بازارچه محلی که سالهاست در کنار بزرگراه آبشناسان فعالیت میکردند، حالا خواستار جبران خسارات و مشخص شدن علت دقیق حادثه هستند. آنها مخالف انتقال به مکان دیگری هستند، چرا که سالها در این محله ریشه دوانده و مشتریان خود را دارند.
از بزرگراه، بنای سوخته و فروپاشیده بازار جنت به وضوح دیده میشود. در کنار آن، ساختمان بزرگ و آجری «نیایشمال» تضادی تلخ با این ویرانی ایجاد کرده است. دو ماشین آتشنشانی هنوز در محل حاضرند و شلنگهای آب به درون بازارچه کشیده شدهاند.

تاخیر در امدادرسانی و کپسولهای بیاستفاده
صبح روز حادثه، ویدئوهایی از دود عظیم در غرب تهران در فضای مجازی منتشر شد. با این حال، غرفهداران میگویند نیروهای آتشنشانی با ۴۰ دقیقه تأخیر و خودروهایی بدون امکانات لازم به محل رسیدند. «خانم میم»، یکی از غرفهداران دارای دو مغازه لباس زیر، میگوید: «آتشنشانی دیر رسید و وقتی هم رسید، تانکرهایش آب نداشت». او اشاره میکند که یک لوله آب اضطراری نیز سالها پیش از محل برداشته شده بود.

دو روز پس از آتشسوزی، کاسبان در خیابان نیلوفر، کوچه کناری بازارچه، جمع شدند تا صدایشان شنیده شود. آنها در حال ثبت نام برای یک کارزار جمعی جهت مطالبه خسارت هستند.

یک عضو هیئتامنای بازارچه که سه غرفه داشته، روایت میکند: «روایت شاهدان عینی و فیلمهای دوربینها قصور کادر انتظامات را نشان میدهد». به گفته او، مسئولان انتظامات اعلام کردهاند آتش در ابتدا بسیار کوچک بوده، اما هنگام مراجعه به ۱۰ کپسول آتشنشانی موجود، هیچکدام کار نکردهاند.

مردی مسنتر، از ریشسفیدان بازارچه، که روز حادثه با پیمانکار درگیر شده، میگوید: «پرسیدم چرا همه کپسولها خالی بودند، اما بهجای پاسخ، حمله کرد تا مرا بزند». او از فشار روانی وارده بر کاسبان میگوید: «دیروز یک خانم در همینجا از حال رفت. بسیاری از زنان اینجا سرپرست خانوارند».

غرفهداران سرپرست خانوار و بدهیهای سنگین
یکی دیگر از فروشندگان که غرفهای ۱۶ متری داشته، تأیید میکند که کپسولها خالی بودند و تماس با آتشنشانی نیز با تأخیر همراه بوده است. او میافزاید: «بیشتر غرفهداران سرپرست خانوار بودند و بین یک تا سه میلیارد تومان سرمایه در بازارچه داشتند. تنها درخواستمان مشخص شدن مقصر و بازسازی بازارچه است».
اتهام چشمداشتی به زمین بازارچه
در سمت راست بازارچه سوخته، مجتمع تجاری نوساز «نیایشمال» قرار دارد. برخی از کاسبان ادعا میکنند این مجتمع از ابتدا به زمین بازارچه برای توسعه پارکینگ خود چشم داشته است. یک زن که به شکل خانوادگی در بازارچه فعالیت میکرده، میگوید: «دو سال پیش قرار بود اینجا را خراب کنند تا پارکینگ پاساژ شود، اما با مقاومت ما مواجه شدند. حدس میزنم آتشسوزی برای تخلیه بازارچه بوده».

او ادامه میدهد که خانهاش را برای سرمایهگذاری در این غرفه فروخته و حالا با سه میلیارد تومان دارایی سوخته و ۶۰۰ میلیون تومان بدهی روبهروست. مادر این زن نیز که تحت شیمیدرمانی است، از وضعیت مالی وخیم خود میگوید: «بعد از ۱۳ سال کار، چگونه باید جای دیگری شروع کنم؟ الان در کارت بانکیام یک ریال نیست».

یکی دیگر از غرفهداران ابراز ناامنی میکند که مسئولان ارزش این بازارچه محلی برای ساکنان و کاسبان را درک نمیکنند و ممکن است آنها را به مکانی نامناسب منتقل کنند. او تأکید میکند که بازارچه جنت حداقل برای آنها و مشتریانشان ارزشی کمتر از نیایشمال نداشته است.








